سی‌ و سه‌‌‌ی دوم

 

pazel

نوشته‌‌ی بهزاد خسروی نوری

در نظریه انتقادی و به صورت مشخص پسامدرنیسم، روایت کلان، ایده‌‌ای انتزاعی است که قرار دارد با جامعیت خود تجربه و دانش تاریخ را مفصل شرح دهد. روایتی که با داعيه داشتن زباني جهانی‌، برای همه از همه چیز می‌گوید و درکی همه گیر از تجربه تاریخ دارد. در گزاره كلان روايت، پیشوند برتر و کلان در واقع به معنی‌ فراتر و روایت جایگزینی برای داستان است. اینجاست که روایت کلان در نظریه انتقادی شاید به فرا داستان بدل شود و معنی‌‌ا‌ش به "داستان برای داستان" نزدیکتر.

اما این شناخت از تاریخ از کجا آماده است؟ کی زاده شده است؟ در بی‌ثباتی ماده و روایت تاریخ به چه صورتی‌ شکل عوض کرده است؟ "من" در جغرافیای تاریخی‌ چگونه به این روایت تاریخ دست پیدا کرده‌‌ام؟

شناخت وزن تاریخ، زمانی‌ مشخص می‌‌شود که از مرحله شناخت به فرا‌‌ شناخت بدل شود. زمانی‌ که من به عنوان یک فرد به حافظه تاریخ باز می‌گردم و سعی‌ در دوباره دانستنش می‌کنم. شاید همه چیز اینجا به همین دوبارگی‌ باز گردد: دوباره خواندن، دوباره شنیدن، دوباره جستجو کردن، دوباره زیستن.

نفس عمل دوباره از شناخت گذر می‌کند و به چگونگی‌ شناخت می‌رسد. گاه فقط قصد دوباره دیدن، تعریف شناخت و پذيرش روايت تاریخ را مختل می‌کند. نگاه به این مفهوم کلیدی به ما درباره پسامدرن سرمایه‌‌داری می‌گوید؛ از اینکه چگونه امروز روایت کلان در حالی‌ که به زیست خود ادامه می‌‌دهد از نظرها پنهان شده و خود را به قطعات کوچکی بدل کرده است که داعيه خُرد نگاری دارند ولی‌ جز شاخه کوچکی از درخت کلان‌‌روایت نیستند و آداب خود را در ذرات زندگی‌ روزمره پایدار كرده‌‌اند.

تاریخ در این تعریف، آرمان شهری است که در نبود ماده‌‌ا‌ش بر حافظه نوستالژیک پایدار است: مغول‌ها همه کتاب‌ها را سوزاندند. عرب‌ها هم کتابها را سوزاندند، گویا اسکندر هم همین کار را کرد. ماده تاریخ سوزانده شده و حافظه‌‌اش بر غربت و جهالت را توأمان نگاه داشته است. تاریخ به دلیل نبود ماده تاریخ تبدیل به روایتی شد که گوناگونی‌‌اش از فعلی‌ مستحکم و تمام شده خبر می‌‌دهد. فعلی‌ که در اکثر روایات فقط جزئیات ماده‌‌وار تاریخ است و وسعتش به توان راوی‌‌گری روایتگر استوار. اگر راوی تاریخ، داستان سرای زبردست‌‌تری باشد و از جاذبه ذهن عموم با خبر، روایتش رنگ و بوی امروزی می‌گیرد و داستانش سبک‌‌وار از یک سو به سوی دیگر می‌‌رود؛ مرز خیال و تخیل و دروغ را به هم می‌‌پیوند و تصوری می‌‌سازد از گذشته و حال.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی