رو به تاریخ خُرد

 esmaeil ghanavati

عکس: اسماعیل قنواتی

 

برایم غریب و در عین حال شورآفرین است اوقاتی که برمی‌خورم به موقعیت‌هایی که کلان به نظر می‌رسند (مثل انقلاب‌ها و دنیای سیاست) اما در لحظات یا بزنگاه‌هایی در دل آن‌ها، روحیه و رفتاری از مردم بروز می-کند که نشان و مصداق بارز زندگی و روایت خُرد است.
در جایی – اگر اشتباه نکرده باشم از کتاب "کلاه کلمنتیس" با ترجمۀ احمدمیرعلایی – میلان کوندرا از ماجرایی در سال ورود نظامیان شوروی به چکسلواکی و سرکوب انقلاب این کشور می‌گوید. ماجرا را ناقص و در حد آن‌چه به یادم مانده می‌گویم. گوستاو هوساک حاکم تعیین‌شده از سوی روس‌ها برای چکسلواکی می-رود دانشگاه تا برای دانشجوها صحبت کند. دانشجوها شروع می‌کنند به کف زدن؛ یک دقیقه، دو دقیقه، سه دقیقه، ... و این کف زدن مدام و بی وقفه آن‌قدر طول می‌کشد تا هوساک از خیر سخنرانی می‌گذرد و راهش را می‌گیرد و می‌رود.
همین روحیه و رفتار را در ابعاد بسیار وسیع‌تر اجتماعی و سیاسی در سال 1388 در ایران شاهد بودیم. بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری، چند روز ِ مدام شاهد تظاهرات میلیونی مردم بودیم، در خیابان‌ها و در سکوت کامل؛ بی هیچ خشمی و شعاری و خشونتی و فریادی.
آن کف زدن مدام و این سکوت کامل در قالب و تعریف کلان و رایج از اعتراض و مقابله جای نمی‌گیرد. روایت کلان این هر دو موقعیت، اعتراض به فریاد درآمده و مقابله جویانه است و بروز آشکار خشم و عصیان فروخورده، درست آن روحیه و رفتاری که در هر دو کنش اجتماعی یادشده خط خورده و جایش را به بازیگوشی و شوخ‌طبعی در اولی و تمأنینه و ترنّم در دومی داده است.
برایم بستر و پس‌زمینۀ این هر دو کنش و روایت خُرد، زندگی‌ای است که در روزهای قبل و بعد ِ این هر دو کنش در میان این مردم فعال و عامل این کنش‌ها جریان داشته است. آن‌ها در زندگی روزمره، عادی و جاری فردی و اجتماعی ِ قبل از آن کنش - و بعد ِ آن هم – و در لحظاتی گره‌خورده به هم، خُرد و خاص و بی قید و قیاس و مال خود زیسته‌اند – و خواهند زیست – و از همین رو توانسته‌اند در این بزنگاه و لحظۀ خاص سیاسی و اجتماعی، خر خود را چنین قُرص و قائم به آن زندگی و روایت خُرد برانند و کنش یا واکنش معمول و تعریف‌شده در منطق معمول حکام سیاست – و حتی جامعۀ اسیر – را دور بزنند و نقشی تازه و بدیع بیافرینند.
تجمیع "زندگی"‌ها و "روایت"‌های خُرد در این موقعیت‌ها راه به "تاریخ" خُرد می‌جویند. تاریخ را جور دیگر هم می‌شود نوشت. تاریخ دارد جور دیگر نوشته می‌شود.

برچسب ها: دهه 1380

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی